مرتضى راوندى

486

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

عنوان سعدى ، تخلّص او گشته است ؛ احتمالى هم هست كه تخّلص او به نام سعد بن ابو بكر است ، و در اين باب به‌هرحال جاى بحث و تأمل هست . اقامت و تحصيل در ديار عرب ، سبب تبحّر سعدى در عربيّت و آشنايى او با ادب عربى گشت و مناسبت و مشابهت بعضى از مضامين نظم و نثر او با آثار شاعران و نويسندگان عرب حاصل اين آشنايى است ، چنان كه قصايد عربى و ملمّعات او نيز گواه تبحر اوست در زبان عربى . طرز بيان سعدى بر انسجام لفظ و رقّت معنى استوار است و مخصوصا شيوهء سهل ممتنع در سخن او جلوهء بارز دارد . شهرت او بيشتر در « غزل » است كه حتى مايهء رشك بعضى از معاصران وى - مثل همام تبريزى - شده است و امير خسرو دهلوى و خواجو و حافظ نيز او را در اين شيوه استاد شمرده‌اند . در قصايد و مدايح او صراحت لهجه‌يى هست كه در كلام ديگران نيست و اين شيوهء بيان - كه ملامت و نصيحت را با مدح و تشويق مىآميزد - مخصوص اوست . بوستانش هم از نوع حديقة الحقيقه و مخزن الاسرار است كه جنبهء شاعرى آن قويتر است . « 1 » » وى از گويندگانى است كه با عامهء مردم و سلاطين و امراى وقت ارتباط نزديك داشته است . دشتى در وصف اخلاق و روش اجتماعى اين شاعر نامدار مىگويد : سعدى ، شيخ ابو سعيد يا بسطامى ، صوفى وارسته و دور از جنجال سياست نيست ، سعدى چون جلال الدين ، قطب دايره روحانى و فارغ از حوادث تاريخى قرار نگرفته است . سعدى غير از حافظ رند و پشت پازده به تمام مقررات اجتماعيست ؛ سعدى مانند ناصر خسرو مردود اجتماع نگشته و به بيغولهء يمكان افول نكرده است ، تا هرچه در دل دارد بگويد ، بلكه در متن اجتماع قرار دارد ، با مردم آميزش و با امرا آمد و شد مىكند ، پسر پادشاه وقت به وى ارادت مىورزد و خاندان سلطنتى به او احترام دارند ، با وجود همهء اينها ، سعدى يك قدم از دايرهء قناعت و عزت نفس دور نمىشود و از احترامى كه به ذات خويش دارد گامى عقب نمىگذارد ، ارتباط خود را با امرا وسيلهء جلب نفع نساخته ، بلكه وسيلهء اندرز و تشويق آنان به مراعات مردمى و انصاف قرار مىدهد . قصيدهء زير در مدح اتابك ابو بكر بن سعد زنگيست و اگر سعدى جز اين قصيده‌اى

--> ( 1 ) . دايرة المعارف فارسى ج 1 ( ا . س ) ص 1297